فرهنگ و هنر- طى سالهايى که پشت سر گذاشتيم و بطور خاص چهار سال گذشته حوزههاى فرهنگى گوناگون مانند موسيقي، کتاب، تئاتر و سينما همواره مشکلات خود را مطرح کرده و چشم انتظار رسيدگى ازسوى مسئولان امر شدهاند. در برخى حوزهها مانند سينما شايد قيد رسيدگى به گرفتارىهاى پيشپاافتاده ازسوى نهادهاى مسئول زده شد و اصناف خود با تنظيم لايحهاى جامع و موردقبول اکثريت هنرمندان؛ شعار «کس نخارد پشت من» سر داده و دست به کار شدند.در تمام اين سالها که گفتن و شنيدن از معضلات جامعه سينمايى کشور به امرى تکرارى و فرسايشى مبدل گشته؛ اما هنوز تا رسيدگى مسئولان به درد اهالى فرهنگ نمىتوان آسوده نشست. اکنون اميد آن مىرود با رفتن وزير پيشين و حضور گزينه جديد که قبل از کسب رأى اعتماد طى نشست با خانه سينما و نمايندگان اصناف آن؛ از خواستههاى اهالى اين هنر – صنعت مطلع شده است، اقدامى دلگرمکننده درجهت رفع مشکلات اين حوزه انجام شود. البته بايد منتظر ما ند و ديد.روز ملى سينماى ايران مىتواند فرصتى باشد براى نظر انداختن دوباره بر سيماى اين بخش پرمخاطب و با اهميت فرهنگ کشور، هنرى که در اين وانفساى اقتصادى و نظارت برونسازمانى بيشتر به حمايت نياز دارد تا سرمايهگذارى محض؛ تا احساس عدم امنيت شغلى را پشتسر گذاشته و خلاقانه به توليد کالاى فرهنگى بپردازند، درخواستى که مىتوان از زبان رئيس هر صنف و اعضاى آن شنيد، خواستههايى که طى چهار سال گذشته بىپاسخ ماند.
مرتضى شايسته رئيس اتحاديه تهيهکنندگان سينما
اميدواريم در تمامى حوزهها شاهد افزايش سهم بخش خصوصى و واگذارى امور مختلف از طريق دولت به بخش خصوصى باشيم به خصوص بخشهاى خدماتى (بنياد سينمايى فارابي) که دراختيار دولت است.همچنين بايد تعامل سازندهاى بين بخش خصوصى و بانکها برقرار شود تا بتوانيم راحت اعتبارات لازم را دريافت کنيم.اين تهيهکننده سينما ضمن تاکيد بر لزوم مبارزه با قاچاق و بهرهبردارى غيرقانونى از فيلمها افزود: بايد در اين رابطه يک نهاد خاص تشکيل شود تا مسئله را به شکل ملى و سراسرى پيگيرى نمايد. جدى گرفته شدن خريد حق رايت آثار و دراختيار گذاشتن امکاناتى که در اختيار نهادهاى دولتى است نيز از ديگر موارد هستند.شايسته معتقد است بايد از حرکتهاى تجربى و آزمون و خطايى و آزمايشى خوددارى شود. مىتوانيم با استفاده از نخبگان و صاحبنظران در مشورتها و بهرهگيرى از تجربه 30 ساله مديران فرهنگي؛ امور را به راحتى پيش ببريم.
سيروس تسليمى دبير هيئت موسس اتحاديه توزيعکنندگان فيلم
درحال حاضر شاهد اين هستيم که بسيارى از سينماهاى کشور دولتى هستند و اين در شرايطى است که طبق اصل 44 قانون اساسى سينماها بايد به بخش خصوصى واگذار شود.اين يکى از مشکلات توزيع فيلم در سينماى ايران است، دولتى بودن سالنهاى سينما موجب مىشود تا با تغيير مديريت در يک سينما، سياستهاى نمايش فيلم در آن سينما عوض شود.تسليمى مىافزايد: هم اکنون بيش از 12 ارگان دولتى شامل هلالاحمر، بنياد شهيد، سپاه پاسداران، کميته امداد، حوزه هنرى و... داراى سالن سينما هستند. تجربه نشان داده است دولتى بودن سينماها باعث مىشود تا سالنهايى که فرسوده مىشوند، نتوانند به موقع نسبت به تعمير و رفع اشکالهاى خود اقدام کنند، درحاليکه اگر طبق اصل 44 قانون اساسى سينماها به اتحاديههاى پخش يا بخش خصوصى واگذار شوند؛ درآمد سينماها بهتر شده و درآمد تهيهکنندگان نيز افزايش مىيابد و نواقص نيز با سرعت بيشترى برطرف مىگردند.اين تهيهکننده سينما؛ يکى از مشکلات اصلى سينماى ايران را صنعتى نشدن دانسته و مىگويد: در کشورهاى صاحب سينما که به اين هنر به عنوان يک حرفه نگاه مىشود صاحبان سينما و توليدکنندگان فيلم يا خود پخشکننده هستند يا با پخشکنندگان ارتباط قوى دارند، به همين دليل زمان اکران يک فيلم از هنگام توليد مشخص است، اما متاسفانه در ايران تا لحظه دريافت پروانه نمايش امکان هيچ تبليغى درباره فيلم وجود ندارد.اينکه دولت بر همه موارد کنترل داشته باشد و بر روند ساخت يک فيلم از ابتدا تا انتها نظارت کامل داشته باشد ديگر پاسخگو نيست، وظيفه دولت آن است که فقط سياستهاى کلان را در حوزه سينما برنامهريزى کند.تسليمى با اشاره به لزوم تقويت رابطه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و پخشکنندگان فيلم مىافزايد: هم اکنون تمامى موارد تبليغاتى يک فيلم مانند عکس، پوستر و بيلبورد نه تنها در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بلکه نهادهاى ديگرى مانند شهردارى نيز بايد مجوز بگيرند که اين امر موجب کندى در روند تبليغات و اطلاعرسانى يک فيلم مىشود.
کيومرث پوراحمد سخنگوى مجمع فيلمسازان سينماى ايران
از دغدغههاى اصلى ما؛ سانسور است که در دورههاى مختلف به گونههاى متفاوت و آزاردهنده وجود داشته و مسئله ديگر ذهنهاى بسته و پر از سوء تفاهمى است که از فيلمها؛ مسائلى برداشت مىکنند که عجيب و غريب است.پوراحمد از دغدغههاى مقطعى نيز سخن به ميان آورده و مىگويد: به عنوان مثال ماموريتى که بنياد سينمايى فارابى بابت آن تاسيس شد ديگر تمام شده است و فارابى بايد تعطيل بشود اما نه تنها تعطيل نشده بلکه مديرى در رأس آن قرار گرفته که تعاملى با سينماگران ندارد، من با اينکه به خاطر پخش پرسانسور «اتوبوس شب» از تلويزيون دلخورى داشتم اما ترجيح دادم براى صدا و سيما سريال بسازم به دليل اينکه تصور روبهرو شدن با شخص آقاى شاه حسينى برايم بسيار آزاردهنده بود.اين کارگردان سينماى ايران با اشاره به نوع فيلمهاى اکران شده در سالهاى اخير که بسيارى از آنها با درنظر گرفتن سود شخصى و کاستىهاى موجود ازنظر فنى و تکنيکى به شعور مردم توهين مىکنند؛ ادامه مىدهد: اين شرايط حاصل سياستگذارىهاى مديران و به وجود آمدن تهيهکنندگانى است که فرهنگى نيستند و برخى از آنها دچار فقر فرهنگى نيز مىباشند. به قول آقاى محمدعلى نجفى اين نوع تهيهکنندگان جنس تفکرشان از سرمايه است و ما جنس سرمايهمان از نوع تفکرمان است.پوراحمد همچنين با اشاره به شرايط فيلمنامه نويسى مىافزايد: در چنين شرايطى که با نوعى از تفکرات که از سرمايه تشکيل شده است مواجه هستيم، سناريو ارزشى ندارد و پول قابل توجهى به آن تعلق نمىگيرد، تعداد سناريو نويسان حرفهاىمان يعنى افرادى که از اين راه زندگى مىکنند شايد به اندازه انگشتان يک دست برسد و همين افراد براى گذران زندگى بايد آنقدر کار کنند که ديگر به ندرت سناريوى خوبى نوشته مىشود.
على معلم تهيه کننده و کارشناس سينما
چند سال گذشته به خصوص سالهاى خوبى براى سينماى ايران نبوده است، به دليل اينکه در حوزههاى گوناگون دچار مسائل مختلف شدهايم، امنيت شغلى وجود ندارد، مناسبات فيلمسازى و نحوه تعامل دستگاههاى مسئول دولتى با دستاندرکاران حوزه سينما خوب نبوده و شرايط را بحرانى کرده است باتوجه به اينکه اين شرايط با آغاز به کار وزير جديد ارشاد مصادف شده اميدوارم ايشان با کارشناسى و بهرهگيرى از صاحبنظران اين حوزه به تلطيف فضاى فرهنگى کشور کمک کند.صاحب امتياز و مديرمسئول مجله دنياى تصوير ضمن اشاره به اينکه فعالان در حوزه سينما بر لزوم ايجاد تغيير و تحول در برخى ساختارهاى موجود در وزارت ارشاد اذعان مىکنند، ادامه مىدهد: اميدوارم وزارت ارشاد خودش را آسيبشناسى کند تا به نقاط ضعف پى ببرد، من از موضعگيرى برخى مديران تعجب مىکنم که به گونهاى صحبت مىکنند که انگار هيچگاه از آنها بهتر وجود نداشته و نخواهد داشت به نحوى که اصلا ايرادى در برنامهريزى و عملکرد خود نمىبينند؛ سوال اينجاست پس اين ميزان مشکل در توليد آثار سينمايى از کجا ناشى شده است؟ به چه دليل کارگردانان سينمايى ما ناچار به توليد براى تلويزيون شدهاند؟ اگر کارى هم اتفاق افتاده به دليل پتانسيل شخصى افراد بوده و محصول نحوه مديريت نبوده است. اين تهيهکننده سينما مىافزايد: متاسفانه مديريت در حوزه سينما طى دورههاى مختلف دچار انحصارطلبى بوده و خواستهها بيشتر به سمت شخصى شدن پيش رفته است و کشتى سينماى ايران را در يک درياى توفانى رها کرده که با اين مختصات از پس اداره امور برنخواهد آمد. به عنوان مثال بنياد سينمايى فارابى باتوجه به تغييراتى که از زمان تاسيس تا به امروز شاهد آن بودهايم بايد از شکل کنونى خارج و وظايف جديدى براى آن تعريف مىشد، متاسفانه ساختار نهادهاى داخلى در وزارت ارشاد متشکل نيستندو به صورت جزيرههايى از هم جدا عمل مىکنند و هر گروهى حرف خودش را مىزند.
پوران درخشنده کارگردان سينما
پوران درخشنده با اشاره به وضعيت سينماى ايران گفت: اگر فيلمهاى خوبى ساخته شوندو حرفى براى گفتن داشته باشند قطعا مردم استقبال مىکنند.اصلىترين مشکل امروز سينما بحث بودجه است، متاسفانه بودجه سينما در قياس با بودجه ساير بخشها بسيار ناچيز است و همين بودجه ناچيز در بخشهاى مختلف سينما مانند سينماى کودک بسيار اندک مىشود. مشکل ديگر سينماى ايران در بخش بينالملل است، متاسفانه تاکنون در اکرانهاى بينالمللى و نمايش فيلمها در خارج از کشور به هدف مشخص نرسيدهايم و نتوانستهايم ذائقه مخاطبان کشورهاى ديگر حتى کشورهاى خليجفارس را با سينماى ايران آشنا کنيم. کارگردان فيلم بچههاى ابدى افزود: دولت براى توسعه بخش بينالملل بايد حق پخش فيلمهاى سينماگران ايرانى را بخرد و درصورت لزوم به صورت رايگان در کشورهاى ديگر نمايش دهد تا ذائقه مخاطبان خارجى با فيلمهاى ايرانى آشنا شود. اين کارگردان سينما با اشاره به برنامههاى صورت گرفته در حوزه سينما در چهار سال گذشته گفت: بايد با ايجاد يک فضاى باز فرهنگى و هنرى زمينه ساخت و توليد آثار فرهنگى را به وجود آورد و در اين راه به فيلمهايى که ناهنجارىهاى اجتماعى را مطرح مىکنند توجه ويژه شود.
فرهاد توحيدينايب رئيس هيئت مديره خانه سينما
سال گذشته و امسال، جزو بدترين سالهاى سينما بود، از جهت اينکه توليدات سينماى ايران در کميت کاهش آشکارى پيدا کرد و بخش عمدهاى از اين وضعيت برمىگردد به اينکه بنياد سينمايى فارابى به وظايف حمايتىاش بدرستى عمل نکرد. اين وضعيت در عدم توليد بسيارى از پروژهها موثر بود. تنگتر شدن سياستهاى مميزى و فرهنگى و در واقع عدم تامين امنيت اقتصادى سينما، خيلى از هنرمندان را نسبت به توليد فيلم دلسرد کرد تا الان که شش ماه از ابتداى سال سپرى شده است، واقعا تعداد توليدات سينما تاسفبرانگيز است و گمان هم نمىکنم در مدت باقىمانده نيز بخواهد اتفاق خيلى عجيب و غريبى رخ بدهد. بنابراين اين دو سال را بايد سالهاى رکود سينما بناميم. او به وضعيت معيشتى سينماگران نيز اشاره کرد و گفت: وقتى توليدات کم بشود، فيلمنامهنويسان که به هر حال يک سهم 15 تا 20 درصدى در توليدات سينماى ايران دارند و در اين ميان 15 تا 20 درصد فيلمنامهها را فيلمنامهنويسان حرفهاى مىنويسند، تحت تاثير اين شرايط قرار مىگيرند، بنابراين با وجود اين شرايط طبيعى است که تعداد کمترى از فيلمنامهنويسان اين فرصت برايشان فراهم شود که فيلمنامههايشان به فيلم تبديل بشود .خانه سينما در زمينه امنيت شغلي، سالهاست که بحث و بررسى کرده و گامهايى نيز برداشته است اگر اين شرايط فراهم شود، آن وقت انعقاد پيمانهاى جمعي، نظير آن پيمانى که بين کانون کارگردانها و تدوينگران بسته شد که از نيروهاى يکديگر استفاده بکنند و در واقع نيروهاى آنها در حرفه خودشان شاغل باشند مىتواند بين صنوف ديگر هم منعقد بشود. او به موضوع «بيمه بيکارى هنرمندان سينما» اشاره کرد و افزود: اين موضوع ازسوى خانه سينما پيگيرى مىشود و خوشبختانه در برنامههاى توسعه کشور به عنوان قانون تکليفى ديده شده است؛ اما اينکه دولت اجرا نمىکند و عملا ناديده گرفته شده است، بحث ديگرى است. توحيدى با تاکيد بر اينکه؛ اعتبار و افتخارات سينماى ايران، آسان بدست نيامده است که بخواهيم آن را آسان از دست بدهيم و اين افتخار متعلق به سينماگران ايرانى و مردم ايران است مى گويد : سينماى ايران و هنرمندان آن همواره کنار مردم بودند و روز ملى سينما از اين جهت اهميت دارد که جشن ملى سينما است و نقطه پيوند ماست با مردمى که هر سال به تماشاى توليدات سينماى ايران مىنشينند و از توليدات سينماى ايران حمايت مىکنند.